بگذارند و متخصصان با انصاف پيرامون آن به بحث بپردازند .
4 - آزادى سياسى : انسان مىتواند انتقاد كند و اگر راه صحيحى بنظرش مىرسد و در روش ديگران عيب و نقصى مىبيند تذكر دهد .
انسان مىتواند در كارهاى دولت دخالت كند و نواقص را بگويد ، و اگر كارهاى دولت مطابق با عقل و شرع نباشد سرپيچى نمايد . . .
انتقاد كه وسيلهى تكامل است در اسلام آزاد بلكه واجب است ، زيرا انتقاد خود از مصاديق امر بمعروف و نهى از منكر است ، و بخواست خدا بعداً از آن سخن خواهيم گفت .
اما آنچه لازم است يادآورى شود اين است كه انتقاد با منفىبافى ، لجاجت ، تعصب ، توطئه و اخلال تفاوت دارد ، كسى كه انتقاد مىكند بايد روشنبين ، خيرخواه ، و اصلاحطلب باشد ، و راه درست از نادرست بشناسد و با دليل نادرست را رد كند و درست را با برهان ارائه دهد ، و نظرى جز اصلاح نداشته باشد . ولى اگر صرف اظهار سليقه باشد يا بخواهد كارشكنى كند و يا منظورش سرزنش و بدنام ساختن ديگران باشد ، نام آن انتقاد نيست ، جهل و نادانى ، و توطئه و اخلال ، و عيبجويى و بدنامى ديگران است ، و اينها نه تنها جايز نيست بلكه از نظر اسلام جرم است .
بنابراين آزادى سياسى جزو قوانين اسلام است به شرط آنكه انتقاد باشد نه جهل و لجاجت و منفىبافى و توطئه و سرزنش و بدنام ساختن ديگران .
5 - آزادى عبادى : اين آزادى از ويژگيهاى اسلام است و موضع اسلام را از ساير مكتبهاى دموكرات مشخص مىسازد ، زيرا مكتبهاى دموكرات كمو بيش و همراه با افراط و تفريط از آزاديهاى چهارگانه گذشته سخن گفتهاند ، مكتب سرمايهدارى مدعى است كه
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٥٢