در اين فرضيه در مقدمه گفتيم كه غرائز انسان جزو فطرت او است و ممكن نيست آنچه فطرى انسان است ناخودآگاه عوض شود ، غرائز بايد تعديل شود ولى نابودى آنها ممكن نيست مگر آنكه فرشتگان به جاى انسان قرار گيرند و به اسم انسان جاى انسان خاكى را بگيرند ! ! بنابراين آزادى در سوسياليسم ، فعلا چيزى جز خفقان و ديكتاتورى نيست ، و بيچاره انسانهايى كه بايد اين ديكتاتورى استالينى را تحمل كنند تا با اين وعدهى پوچ در آينده به آزادى برسند كه نمىرسند .
و اينك آزادى از ديدگاه اسلام :
پيشتر گفتيم كه قرآن مىفرمايد : اسلام آمده است تا تحميلها ، اسارتها و بندها را بردارد . . .
« ويضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم » .
بنابراى
ن آزادى با معناى واقعى و گستردهى خود مورد تأييد اسلام است .
آزادى از ديدگاه اسلام ابعاد مختلفى دارد كه مورد بررسى قرار مىدهيم تا امتياز اسلام از ساير مكتبها آشكار شود :
1 - آزادى اقتصادى : از نظر اسلام ، افراد در انتخاب شغل ، انتخاب توليد و توزيع آزادند و كارشان و درآمدشان بخودشان تعلق دارد و مىتوانند به هر كارى كه مايلند اقدام نمايند و درآمد را در هر مصرفى كه دلخواهشان است صرف نمايند ، تنها به اين شرط كه در چارچوب قوانين اسلام باشد . اين شرط در واقع منحصر به اسلام نيست ، و همهى خردمندان براى آزادى نظير چنين شرطى را قائلند .
مثلا صاحب يك اتومبيل آزاد است از وسيلهاى خود هر استفادهاى بكند به شرط آنكه قوانين رانندگى را مراعات كند . و مسلماً اگر اين شرط در ميان نباشد آزادى نخواهد بود بلكه بنام آزادى هرج و مرج
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٤٨