7 - ثروتهاى عمومى را غارت كرد و در ازاى آن پادگانهاى نظامى بوجود آورد .
8 - اتحاد و تفاهم ميان دولت و ملت را برهم زد و مشتى خائن و عامل استثمار را بر جوامع فرمانروا ساخت .
9 - روحانيت قرآن را از جامعه كنار زد و به جاى آن فيلمهاى سكسى و مظاهر ديگر فساد و انحطاط را عرضه كرد .
10 - انديشه و خرد را از جامعه بويژه جوانان گرفت و آنان را به سرگرميهاى پوچ و مخرب واداشت .
اينها همه نمونهاى از ارمغانهاى غرب و نظام سرمايهدارى آن بود ، و آن هم ارمغان سوسياليسم و ماركسيسم كه بيان كرديم ، و در اين ميان دريغا مسلمانان و شگفتا از ايشان كه هنوز در خواب و غفلت باقى بمانند :
چشم باز و گوش باز و اين عمى * وه عجب از چشم بندى خدا
* * * نتيجه گرفتيم كه اسلام افرادى با شخصيت مىپرورد كه به شخصيت خويش آگاهى و اعتقاد دارند ، و چنين افرادى مستقل و آزادمنش و شرافتمندند ، و به تزكيهى خود همت گماشته و صفات انسانى دارند و از ظلم و جنايت و گناه بر كنارند ، و خود را به رذائل اخلاقى آلوده نمىسازند .
طبيعى است كه در ميان چنين افرادى نظام مالى ، عادلانه و مبتنى بر مواسات و گذشت و عواطف است ، و برمبناى اختلاف طبقاتى و بىعدالتى و ظلم و جنايت نيست .
2 - آزادى
آزادى ، واژهى مقدسى است ، همچنانكه از نام « مادر » مهر و