جنبهى مادى انسان و ماديت را محرك معنويت مىداند ، و به همين جهت در سوسياليسم حتى اخلاق ، تفسيرى مادى دارد .
در سوسياليسم ، اصل ، بعد مادى انسان است و بعد معنوى فرع آن محسوب مىشود ، و نيز بعد فردى انسان تابع بعد اجتماعى او است ، و فرد را نه ساختهى طبيعت ، بلكه ساختهى اجتماع مىپندارند .
ولى اسلام همهى ابعاد انسان را مستقل و اصيل مىشمارد ، و معتقد است انسان داراى بعد مادى و نيازهاى مادى ، و بعد معنوى و نيازهاى معنوى است ، و هيچيك تابع ديگرى نيست و نيز داراى جنبهى فردى است كه به اجتماع ربطى ندارد ، و داراى بعد اجتماعى است كه به بعد فردى مربوط نمىشود . . . در عين حال همهى ابعاد مادى را وسيلهى تكامل و تقويت روح و بعد معنوى مىداند .
ما در اين فصل به برخى از زيربناها و پايههاى اصلى اقتصاد اسلام اشاره مىكنيم و اين تذكر را لازم مىدانيم كه تشريح مفصل همهى زيربناها از محدودهى اين بحث خارج است .
* * * عنوانهاى آنچه به يارى خدا در اين فصل بررسى مىكنيم به اين شرح است :
الف - كرامت انسان : چون اقتصاد اسلام براى انسان وضع شده نه براى حيوان ، بنابراين اسلام يا توجه به شخصيت و رفعت انسان قوانين اقتصادى خود را پيشنهاد مىكند .
در متون اسلامى توجه به اين شخصيت و رفعت كاملا آشكار است ، و بعبارت ديگر اسلام ابتدأ انسان را معرفى مىكند تا او اول خود را بشناسد و بعد قوانين اقتصادى خود را .
ب - آزادى همه جانبه : اسلام آزادى همه جانبهى انسان را
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٤