است كه بر لب پرتگاهى بنا شود كه سيل زير آن را شسته و خالى كرده است /
« افمن اسس بنيانه علي تقوي من الله و رضوان خيرام من اسس بنيانه علي شفا جرفها و فانهاربه في نارجهنم و الله لايهدي القوم الظالمين »
« 1 » ( آيا آنچه بنياد او بر اساس تقوى و رضاى الهى است بهتر است يا آنچه بنيادش بر لب درهاى سيل زدهاى كه - يك حادثه كوچك - آن را فرو مىريزد و به دوزخ مىافكند - چرا كه - خداوند ستمگران را هدايت نخواهد كرد ) .
قرآن مىفرمايد انقلابى كه بر پايهى دين نباشد زرق و برقى دارد ولى همچون سراب حقيقتى ندارد و به ظلمها و ظلمتها و ترسها و ناامنيها منتهى خواهد شد . آيا دنياى غرب در ظلمت فردگرائى ، شهوتپرستى ، ناامنى و ترس از آينده و . . . فرو نرفته است ؟ آيا در دنياى شرق ، ظلمت ديكتاتورى ، فقر بىسروصداى اكثريت با هم مساوى ، جمود فكرى و بىتفاوتى بويژه در امور اقتصادى و . . . حكمفرما نيست ؟ اگر نيست پس اخبارى كه از پشت ديوارهاى آهنين و با وجود سانسورهاى گوناگون به بيرون درز مىكند چيست ؟
قرآن مىفرمايد
« والذين كفروا اعمالهم كسراب بقيعه يحسبه الظمان . ماء حتي اذا جائه لم يجده شيئاً و وجد الله عنده فوفيه حسابه و الله سريع الحساب او كظلمات في بحر لجي يغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده لم يكديراها و من لم يجعل الله له نوراً فما له من نور »
« 2 » ( اعمال آنان كه كافر شدند همچون سرابى است كه تشنه خيال مىكنند آب است و هنگاميكه به آن مىرسند چيزى نمىيابد و خداوند را نزد آن مىيابد پس خداوند به حساب او رسيدگى مىفرمايد و خداوند در حسابرسى بسيار سريع است يا اعمال آنان همچون تاريكيهاى متراكمى است در درياى ژرف كه موجى بر زير موجى آن را
هامش
( 1 ) . سوره بقره آيه 17 .
( 2 ) . سوره بقره آيه 109 .