قدرتطلبى و هرزگى و فسادى كه در جوامع شرق و غرب ديده مىشود مولود طبيعى پشتپا زدن به معنويت و اخلاق است .
انسان بدون معنويت و اخلاق با حيوان چه تفاوتى دارد ؟ جز آنكه براى انجام هر ناروايى از حيوان كارآمدتر و زير كتر و خطرناكتر است ؟ ! اين سخن قرآن بسيار دقيق است كه مىفرمايد :
« ان شرالد واب عند الله الصم البكم الذين لايعقلون »
« 1 » شرورتر از هر جنبندهاى نزد خداوند افرادى هستند كه فاقد گوش شنواى حق و زبانگوياى حق باشند و از معنويت غفلت ورزيده و سرپوش غرائز خرد انسانى آنان را پوشانده باشد و تفكر و تعقل نكنند .
قوانين اسلام بر همهى ابعاد وجودى انسان نظر دارد ، و در نظام اقتصادى اسلام نيز جنبهى فردى و اجتماعى و بعد مادى و معنوى انسان با هم ملاحظه شده است .
نظام اقتصادى اسلام نه سرمايهدارى است و نه سوسياليسم ، و حد واسط اين دو و يا تلفيق و مخلوطى از اين دو نيز نيست . آنان كه نظام اقتصادى اسلام را حد وسط دو نظام سرمايهدارى غربى و سوسياليسم شرقى پنداشتهاند ، يا آن را مركب از اين دو تصور كردهاند در اشتباهند ، و اشتباه بزرگتر را كسانى مرتكب شدهاند كه نظام اقتصادى اسلام را همان نظام سرمايهدارى توصيف كردهاند .
و خطاى بزرگتر از اين دو اشتباه آنكه برخى با وجود آنكه مسلمانند رنگ سوسياليستى به خود گرفته خيال مىكنند نظام اقتصادى اسلام همان نظام سوسياليسم است .
در واقع اسلام و نظام اقتصادى آن ويژگيهاى ممتاز خود را دارد ، و اينك توضيح برخى از اين ويژگيها :
اسلام اصل مالكيت فردى را محترم مىشمارد و با اين كار استقلال و شخصيت فرد را پاسدارى مىكند : « للرجال نصيب مما
هامش
( 1 ) - سورهى انفال آيهى 22