حال . گفتم : پارهاى از درهم ! فرمود : سوگند به خدا اين دو لنگه كفش ( بىارزش ) براى من محبوبتر است از كار ( رياست ) شما ؛ مگر اين كه حقى را به پا دارم يا باطلى را دور سازم « 1 » .
همين معنى به نقل ديگرى چنين آمده است :
ابن عباس مىگويد : هنگام حركت به سوى بصره ، در ذى قار « 2 » به محضر اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شدم در حالى كه پارگى كفش خودرا مىدوخت ، به من فرمود : اين كفش چند مىارزد ؟ گفتم :
ارزشى ندارد .
فرمود : سوگند به خدا اين كفش از رياست بر شما براى من محبوبتر است ، مگر اين كه حقّى را اقامه يا از باطلى جلوگيرى كنم « 3 » .
هامش
( 1 ) - نهج السعادة : 1 / 249 . .
( 2 ) - ذى قار / ذوقار : محل آبى است در نزديكى كوفه به طرف واسط . المنجدفى الاعلام . .
( 3 ) - نهج البلاغه : 111 . .