اوست بر او جارى كرديم . اى مرد نهدى خداى تعالى مىفرمايد :
« دشمنى با گروه ديگر وادارتان نكند كه عدالت نورزيد ، عدالت ورزيد كه به تقوا نزديكتر است » « 1 » .
طارق از نزد على عليه السلام خارج شد و چنان مىنمود كه هر چه آن حضرت گفته پذيرفته است و او را از اين كار معذور مىداشت . اشتر نخعى او را ديد وپرسيد : اى طارق آيا تو به اميرالمؤمنين گفتهاى كه دلهاى ما را از خشم انباشتى و كارهاى ما را در هم و پريشان ساختى ؟
طارق گفت : آرى من گفتهام . اشتر گفت : به خدا سوگند ؛ چنين نيست كه گفتهاى . دلهاى ما گوش به فرمان او نهاده و كارهاى ما همه در مسير اطاعت اوست . طارق در غضب شد وگفت : اى اشتر خواهى دانست كه خلاف آن چيزى است كه مىگويى .
چون تاريكى شب فرا رسيد طارق « 2 » ونجاشى بىدرنگ به نزد معاويه رفتند « 3 » .
هامش
( 1 ) - مائده : 8 . .
( 2 ) - طارق را با معاويه سخنان جالبى است براى اطلاع مراجعه كنيد بهالغارات : 541 وترجمهء آن ، ص 203 . .
( 3 ) - الغارات : 539 ، ترجمه الغارات : 202 . .