هستى ؟ ! عرض كرد من زنى از عرب هستم ، اما اين زن از موالى ( غير عرب ) است .
حضرت چيزى از زمين برداشت و فرمود من آنچه بين دو لوح است خواندم ، فضيلتى براى فرزندان اسماعيل نسبت به فرزندان اسحاق مشاهده نكردم حتّى به اندازهء پرِ پشهاى « 1 » .
( 127 )
عقيل و درخواست از بيتالمال
عقيل بن ابىطالب « 2 » در كوفه نزد على عليه السلام آمد ، حضرت آنچه سهم او بود داد . عقيل گفت : مىخواهم مرا از بيتالمال چيزى دهى .
على عليه السلام گفت : تا روز جمعه صبر كن . عقيل تا روز جمعه درنگ كرد . هنگامى كه اميرالمؤمنين نماز جمعه را به جاى آورد به عقيل گفت : چه مىگويى در حق كسى كه به اين همه مردم خيانت كند ؟
عقيل گفت : بد مردى است . على عليه السلام گفت آيا مىخواهى كه من به
هامش
( 1 ) - انساب الأشراف : حديث 139 . .
( 2 ) - عقيل : برادر بزرگ علىّ بن ابى طالب عليه السلام است . .