( 125 )
سيماى شيعيان
در يك شب مهتابى اميرالمؤمنين عليه السلام از مسجد بيرون آمد و به سوى صحرا رفت . عدهاى نيز پشت سر حضرت حركت كردند .
حضرت ايستاد ، سپس فرمود : كيستيد ؟ گفتند : ما شيعيان شما هستيم يا اميرالمؤمنين . پس با دقّت به چهرهشان نظر انداخت و فرمود : چرا من سيماى شيعه را در شما نمىبينم ؟ گفتند : سيماى شيعه چيست يا اميرمؤمنان ؟
فرمود : در اثر شب زندهدارى رنگشان پريده ، در اثر گريه ديدگانشان تار گشته ، در نتيجه كثرت قيام به عبادت پشتشان خميده ، در پى روزهدارى شكمهايشان به پشت چسبيده ، ولبهايشان به جهت بسيارى دعا خشكيده و غبار خشوع بر چهرهشان نشسته است « 1 » .
هامش
( 1 ) - نهجالسعادة : 3 / 412 . .