را با مردم مساوى قرار ندهى ، چنين كن .
فرمود : سابقهء من بيشتر است يا سابقه شما ؟ گفتند : سابقه تو .
فرمود : خويشاوندى من نزديكتر است يا خويشاوندى شما ؟ گفتند :
خويشاوندى شما .
فرمود : موقعيت و شأن شما بزرگتر است يا موقعيت من ؟
گفتند : بلكه شما يا اميرالمؤمنين .
فرمود : سوگند به خدا من و اين كارگرم - با دست اشاره به كارگرى كه مقابلش كار مىكرد نمود - در اين مال مثل هم و به يك منزلت هستيم .
گفتند : ما براى كار ديگرى هم آمده بوديم . فرمود : چيست ؟
گفتند : تصميم عمره داريم ، آمديم اجازه بگيريم . فرمود : برويد شما قصد عمره نداريد ، همانا من از جريان كار شما آگاه شدهام و محل كشته شدن شما به من نشان داده شده است !
آن دو از نزد حضرت بيرون آمدند در حالى كه حضرت به گونهاى كه آنها مىشنيدند ، اين آيه شريفه را تلاوت كرد : « فَمَنْ نَكَثَ فَإنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَمَنْ اوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً » « 1 » ( پس هر كه پيمان شكنى كند ، تنها به
هامش
( 1 ) - فتح : 10 . .