خودم برگردانيد .
شما را قسم مىدهم به خدا ! آيا مىدانيد هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله رحلت كرد من نزديكترين فرد به آن حضرت و به مردم بودم ؟ گفتند : بلى ، فرمود : امّا از من رو برگردانديد و با ابوبكر بيعت كرديد . من خوددارى كردم ونخواستم همگرايى مسلمين را بشكنم و ميان جماعتشان تفرقه ايجاد كنم .
سپس ابوبكر پس از خود عمر را معرفى كرد . باز خوددارى نمودم و مردم را تحريك نكردم ، در حالى كه من مىدانستم . من به خدا و رسولش و به مقام رسولش اولىترم . صبر كردم تا عمر كشته شد ومرا يكى از شش نفر قرار داد . باز من دوست نداشتم تفرقه بيندازم .
آن گاه با عثمان بيعت كرديد ، سپس بر او خُرده گرفتيد و او را كشتيد ، و من در خانه نشسته بودم ، كه آمديد با من بيعت كرديد ، چنان كه با ابوبكر و عمر بيعت كرديد . پس چه شد كه به آن دو وفادار مانديد و با من وفا نكرديد ؟ ! و چه چيزى شما را از شكستن بيعت آن دو بازداشت و به شكستن بيعت من فرا خواند .
گفتيم : يا اميرالمؤمنين همانند بنده صالحِ خداوند ، يوسف باش هنگامى كه گفت : لاتَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُاللّهُ لَكُمْ وَهُوَ
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: مهدى عبد اللهى
ص١٤٦