تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همسران رحمت شده و همسران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

تهديد كردن همسر

مردى كه همسر خود را تهديد مىكند و او را مىترساند

428 - سعيد بن قيس مىگويد : روزى در شدّت گرما حضرت امير المؤمنين عليه السلام را ديدم كه به ديوارى تكيه داده است . به آن حضرت گفتم : بخاطر چه در اين ساعت از منزل خود بيرون آمده‌ايد ؟ حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود : بخاطر اين بيرون آمده‌ام تا مظلومى را يارى نمايم و به داد بيچاره‌اى برسم . سعيد بن قيس مىگويد : در اين هنگام زنى به نزد امير المؤمنين عليه السلام آمد در حالى كه به شدّت مىلرزيد و از ترس نمىدانست چه كند به ايشان گفت : يا امير المؤمنين شوهرم به من ظلم و ستم كرده است و سوگند خورده كه مرا كتك بزند . از شما مىخواهم كه با من به نزد او برويد و او را نصيحت كرده و از ظلم و ستم نسبت به من بازداريد . در اين هنگام حضرت امير المؤمنين عليه السلام سر به زير افكنده و فرمود : بر من لازم است كه مظلوم را يارى نمايم . سپس حضرت امير المؤمنين عليه السلام رو به آن زن كرده و به او فرمود : خانه‌ات كجاست ؟ آن زن گفت : فلان جا . در اين هنگام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به همراه آن زن به طرف منزلش روانه شدند . و هنگاميكه به درب خانه‌اش رسيدند آن زن منزل خود را به حضرت نشان داد . و پس از كوبيدن درب منزل جوانى از خانه خارج شد و حضرت به او سلام كرد و به او فرمود : - اى جوان - تقواى الهى را پيشهء خود ساز زيرا تو همسر خود را ترسانده‌اى .