ريش تراشيدنصاف كردن صورت و از بين بردن محاسن چهره
مردى كه صورت خود را صاف مىكند و محاسن خود را از بين مىبرد « 1 »
365 - در حديث آمده است : تراشيدن ريش به منزلهء مُثله كردن است « 2 » .
و شخصى كه مرتكب مُثله گردد . لعنت و نفرين خدا بر او مىباشد « 3 » .
366 - در حديث آمد است : قوم لوط مرتكب ده عمل زشت مىشدند كه به خاطر آن اعمال هلاك گشته و نابود شدند .
از جملهء آن اعمال : بلند نگه داشتن سبيل و تراشيدن ريش مىباشد « 4 » .
هامش
( 1 ) - از احايث شريفى كه در اين فصل ذكر شده است استفاده مىگردد كه داشتن ريش متناسب و مرتّب و تميز - و به حد و به اندازه - زينت يك مرد بشمار مىآيد .
و موجب جمال و زيبائى او مىگردد .
و نشانى از وقار و عزّت او مىباشد .
و به همين خاطر است كه به ريش مرد . محاسن . گفته مىشود .
يعنى : مايهء حُسن و زيبائى و جمال .
و تراشيدن ريش - آن هم با تيغ آهنى - و صاف كردن صورت و از بين بردن محاسن چهره . موجب محروميت مرد از داشتن وقار و سنگينى و زيبائى او مىگردد .
و اين كار باعث زشت شدن چهرهء او خشن و زبر گشتن پوست صورتش مىشود .
( 2 ) - پاره نمودن و دريدن جسد و تكّه تكّه كردن آن را مثُله مىگويند .
( 3 ) - قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : حلق اللحية من المُثلة .
و من مثّل . ف عليه لعنة اللَّه ( الجعفريّات : ص 258 و مستدرك الوسائل ج 1 ص 406 ) .
( 4 ) - قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : عشر خصال عملها قوم لوط . - بها اهلكوا - :
. . . و قصّ اللحية . و طول الشارب ( مستدرك الوسائل ج 1 ص 407 ) .