حفظ حرمت والدين پس از مرگ آنها
فرزندى كه حرمت والدين خود را - پس از مرگ آنها - حفظ مىكند
74 - در ميان بنى اسرائيل مرد دانايى زندگى مىكرد كه مال و ثروت فراوانى داشت .
او داراى دو همسر بود .
يكى از همسران او زنى شايسته . و ديگرى زنى ناشايسته بود .
آن مرد از همسر شايستهء خود يك فرزند پسر داشت كه در دانايى و كمال شباهت بسيارى به پدر خود داشت .
و از زن ناشايستهء خود . دو پسر داشت . كه آن دو پسر - در ناشايستگى - شبيه مادر خود بودند .
اين مرد دانا در هنگام مرگ خود وصيّت كرد و گفت : دارائى و ثروت من - فقط - متعلّق به يكى از فرزندانم مىباشد .
و پس از آنكه آن مرد از دنيا رفت . بين فرزندان او اختلاف افتاد .
زيرا هر كدام از آنها مىگفتند : دارائى و ثروت پدر متعلّق به من است .
و به همين جهت بين آنها نزاع و درگيرى پيدا شد .
و براى رفع اختلاف و نزاع مجبور شدند تا به نزد قاضى رفته تا او بين آنها قضاوت نمايد و معين نمايد كه آن مال و ثروت متعلّق به كداميك از سه برادر است .
قاضى به آنها گفت : راه حلّ اين مشكل آن است كه شما به طرف قبر پدر خود برويد . و جسد پدر را از قبر بيرون بياوريد و استخوانهاى پدر را بسوزانيد .