335 - اسحاق بن عمّار گفت : نزد امام صادق عليه السلام رفتم و به ايشان گفتم : خداوند فرزند پسرى به من عنايت فرمود .
حضرت فرمود : بهتر است كه نام او را محمّد بگذارى .
گفتم : چنين كردم .
حضرت فرمود : حال كه نام فرزندت را محمّد گذاردهاى او را نزن و دشنام مده « 1 » .
خداوند او را مايهء چشمروشنى تو در دنيا و جانشين صالح و شايستهاى برايت قرار دهد .
به حضرت گفتم : - فدايت گردم - او را به چه كار و حرفهاى بگمارم و مشغول سازم ؟
حضرت فرمود : او را از اشتغال به اين پنج كار و حرفه باز دار .
او را به حرفهء صرّافى مشغول نكن .
زيرا صرّاف از گزند ربا در امان نمىباشد .
و او را به كفن فروشى مگمار .
زيرا كفنفروش از آمدن مرض و با و مرگ و مير مردم خوشحال مىگردد .
و دست او را به كار طعام فروشى بند نكن .
زيرا طعام فروش از افتادن به دام احتكار در امان نمىباشد .
و او را به كار سلّاخى مگمار « 2 » .
زيرا اين كار مهربانى و رحمت را از دل بيرون مىبرد .
او را به شغل برده فروشى وادار نكن .
هامش
( 1 ) - يعنى فرزندت را به خاطر قداست اين نام مورد احترام بيشتر قرار بده و براى او حرمت افزونترى قائل باش .
( 2 ) - سلّاخ به شخصى گفته مىشود كه پس از ذبح حيوان پوست آن را مىكند .