دست مهربانى كشيدن بر گوسفند
221 - پيامبر صلى الله عليه و آله بر كمر گوسفندى دست كشيد « 1 » .
دعا كردن براى گوسفند
222 - پيامبر صلى الله عليه و آله در مسير مهاجرت از مكه به مدينه بهمراه عدهاى كه به ايشان ملحق شده بودند به خيمهاى رسيدند كه زنى بنام امّ معبد در كنار آن نشسته بود .
چون آنها با خود خوراك و توشهاى نداشتند از آن زن خواستند تا مقدارى گوشت و خرما به آنها بفروشد .
آن زن به آنها گفت : اگر طعام و غذايى داشتم آن را از شما دريغ نمىكردم .
در اين هنگام نگاه پيامبر صلى الله عليه و آله به گوسفندى كه كنار خيمه بود افتاد .
پيامبر صلى الله عليه و آله به آن زن فرمود : - اى امّ معبد - اين گوسفند اينجا چه مىكند ؟
امّ معبد گفت : اين گوسفند ضعيف و ناتوان است و به همين خاطر قادر نبود كه بهمراه گوسفندان ديگر به چِرا برود .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا در پستان اين گوسفند شير وجود دارد ؟
امّ معبد گفت : اين گوسفند ناتوانتر از آن است كه در پستانش شيرى وجود داشته باشد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا به من اجازه مىدهى كه آن را بدوشم ؟
امّ معبد گفت : بله . اجازه مىدهم .
اگر در پستان اين گوسفند شيرى وجود داشته باشد شما مجاز به دوشيدن آن مىباشيد .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن گوسفند دعا كرد و دست بر پستانش كشيد و فرمود : بسم اللَّه .
هامش
( 1 ) - مسح رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يده على ظهر الغنم ( راجع : الخرائج ج 1 ص 145 ) .