سپس آنها گفتند : چه شخصى حاضر است كه اين شتر را بكشد ؟
و هر فردى كه اقدام به قتل اين شتر كند هر مقدار مزدى را كه دوست داشته باشد براى او معيّن مىكنيم .
سپس مردى انجام اين كار را بر عهده گرفت .
او مردى سرخ مو و قرمز رو و كبود چشم و زنازاده بود . - و به همين خاطر پدرى براى او شناخته نشده بود - . او در ميان قوم خود مردى نگونبخت و شوم و بديُمن بود .
سپس آن قوم براى او بخاطر انجام اين كار مزدى را معيّن كردند .
در روزى كه نوبت شتر بود پس از آنكه شتر آب خورد آن مرد در مسير بازگشت شتر كمين كرد و ناگهان با شمشير ضربتى بر شتر زد . اما آن ضربت كارگر نشد .
سپس ضربت ديگرى زد كه از شدت آن ضربت . شتر به پهلو به روى زمين افتاد .
وقتى كه بچهء آن شتر اين صحنه را ديد ترسيد و به طرف كوهى كه در آنجا بود فرار كرد و در حالى كه به آسمان نگاه مىكرد سه بار ناله و شيون سر داد .
هنگاميكه قوم ثمود از اين امر مطلع شدند به سوى آن شتر نيمهجان آمدند و هركدامشان ضربتى بر آن شتر زدند . سپس گوشت آن شتر را بين خود تقسيم كردند . و هيچ كوچك و بزرگى در ميان آنها نبود مگر آنكه از گوشت آن شتر خورد .
هنگاميكه صالح عليه السلام چنين چيزى را ديد به آنها گفت : - اى قوم - چه چيز شما را واداشت كه مرتكب اين كار شويد ؟ آيا بر خداوند عصيان و سركشى كرديد ؟
سپس خداوند تعالى به صالح فرمود : بدرستيكه قوم تو طغيان و سركشى كردند .
و شترى را كه من براى آنها فرستاده بودم و براى آنها حجت بود به قتل رساندند .
و آن شتر هيچ ضررى براى آنها نداشت . بلكه آنها از آن شتر نفع زيادى مىبردند .
پس به آنها بگو كه من تا سه روز ديگر عذاب بر شما نازل خواهم كرد .
اگر آنها توبه كنند و برگردند من توبهء آنها را مىپذيرم و از آنها درمىگذرم .
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١٦١