آنگاه حضرت امير عليه السلام به قنبر فرمود : آن درهمها را بياور تا مهر اين زن قرار گيرد .
قنبر آن درهمها را آورده و تحويل آن نوجوان داد .
سپس حضرت امير عليه السلام به آن نوجوان فرمود : اين درهمها را بگير و به عنوان مهر به همسر آيندهات تقديم كن .
و دست همسرت را بگير و با او عروسى كن .
در اين هنگام آن نوجوان آن درهمها را گرفته و در دامن آن زن قرار داده .
و به او گفت : برخيز تا با هم به منزل برويم .
در اين حين آن زن فرياد زد : واى بر من از آتش جهنّم . واى بر من از آتش جهنّم .
سپس آن زن رو به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كرده و به او گفت :
- اى پسر عمّ پيامبر - آيا مىخواهى مرا به ازدواج فرزندم دربياورى ؟
به خدا قسم اين نوجوان فرزند من است .
شرح
قال عليه السلام : خُذها . فصبّها في حجر إمرأتك .
و لا تأتنا إلّاو بك أثر العرس - يعني الغسل - .
فقام الغلام . فصبّ الدراهم في حجر المرأة .
ثمّ تلبّبها . فقال « 1 » لها : قومي .
فنادت المرأة : النار النار .
- يا ابن عمّ محمّد - تريد أن تزوّجني من ولدي .
هذا - واللَّه - ولدي .
زوّجني إخوتي هجيناً « 2 » . فولدت منه هذا الغلام .
هامش
( 1 ) - في التهذيب : قال .
( 2 ) - الهجين : الدنيّ النسب .