تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پدران و مادران رحمت شده و پدران و مادران نفرين شده ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
آنگاه حضرت امير عليه السلام به قنبر فرمود : آن درهم‌ها را بياور تا مهر اين زن قرار گيرد . قنبر آن درهم‌ها را آورده و تحويل آن نوجوان داد . سپس حضرت امير عليه السلام به آن نوجوان فرمود : اين درهمها را بگير و به عنوان مهر به همسر آينده‌ات تقديم كن . و دست همسرت را بگير و با او عروسى كن . در اين هنگام آن نوجوان آن درهمها را گرفته و در دامن آن زن قرار داده . و به او گفت : برخيز تا با هم به منزل برويم . در اين حين آن زن فرياد زد : واى بر من از آتش جهنّم . واى بر من از آتش جهنّم . سپس آن زن رو به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كرده و به او گفت : - اى پسر عمّ پيامبر - آيا مىخواهى مرا به ازدواج فرزندم دربياورى ؟ به خدا قسم اين نوجوان فرزند من است .
شرح
قال عليه السلام : خُذها . فصبّها في حجر إمرأتك . و لا تأتنا إلّاو بك أثر العرس - يعني الغسل - . فقام الغلام . فصبّ الدراهم في حجر المرأة . ثمّ تلبّبها . فقال « 1 » لها : قومي . فنادت المرأة : النار النار . - يا ابن عمّ محمّد - تريد أن تزوّجني من ولدي . هذا - واللَّه - ولدي . زوّجني إخوتي هجيناً « 2 » . فولدت منه هذا الغلام .
هامش
( 1 ) - في التهذيب : قال . ( 2 ) - الهجين : الدنيّ النسب .