ديگر اضافت كلّى . اما اضافت جزوى تشريف مضاف اليه ، چنان كه مصطفى ( ص ) گفت :
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ
،
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ
،
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ
،
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ
،
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ
، ازين نمط در قرآن بسيارست و همه تشريف و تكريم مصطفى ( ص ) است و حق جل جلاله خداوند همه مخلوقات و محدثات است . اما مصطفى ( ص ) را بذكر مخصوص كرد بزرگ گردانيدن او را بر دل بندگان ، هم چنان كه همهء بقعتها را پادشاهست و خداوند جل جلاله آن گه مكه و كعبه را بذكر مخصوص كرد ، گفت :
إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ
،
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ
بزرگ گردانيدن آن را بر دل خلق . اما اضافت كلّى آنست كه درين آيات گفت ، و امثال اين در قرآن فراوانست ، و مقصود بيان قدرتست و اظهار هيبت و عزت كريم است . و بزرگوار آن خداوند را كه در هر جايى صنعى خبى دارد و در هر امرى لطفى خفى مينمايد .
بنگر كه صنع خبى با فرعون دشمن چه كرد و لطف خفى موسى كليم را چه ساخت .
موسى از دشمن بشب بگريخته و روى سوى دريا نهاده و فرعون با خيل و حشم بر پى وى ايستاده . بنى اسرائيل گفتند : يا موسى البحر امامنا و العدو خلفنا ، فما الحيلة ؟
يا موسى از پيش دريا و از پس دشمن حيلت چيست و راه گريز كجا ؟
إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
ما را دريافتند اينك بما رسيدند . موسى گفت :
كَلَّا ، إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ
نوميد مباشيد كه لطف خفى ما را رهبرست و صنع خبى فرعون را بر گذرست .
قوله :
إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ
موسى ( ع ) خود را درين حكم مفرد كرد ، گفت :
مَعِي رَبِّي
و نگفت : معنا ربنا زيرا كه در سابقه حكم رفته بود كه قومى از بنى اسرائيل بعد از هلاك فرعون و قبطيان گوساله پرست خواهند شد ، از اين جهت خود را در اين حكم مفرد كرد . باز مصطفى ( ص ) چون در غار بود ، با صديق اكبر از احوال صديق ، آن حقائق معانى شناخت كه او را با نفس خود قرين كرد و در حكم معيّت آورد ، گفت :
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
.