تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
راست آهنگ ، «
أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ »
فتوى كن « 1 » ما را در هفت گاو فربه ، «
يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ »
كه هفت گاو لاغر آن را مىخورند ، «
وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ »
و هفت خوشهء سبز ، «
وَ أُخَرَ يابِساتٍ »
و هفت خوشهء ديگر خشك ، «
لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ »
تا مگر من « 2 » با آن مردمان گردم [ و آن پاسخ باز برم ] ، «
لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ ( 46 ) »
تا مگر بدانند . «
قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً »
گفت بكاريد هفت سال پياپى ، «
فَما حَصَدْتُمْ »
هر چه از آن بدرويد ، «
فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ »
دانهء او را در خوشهء او بگذاريد [ كه چنان به بماند ] ، «
إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ ( 47 ) »
مگر آن اندكى كه ميخوريد . «
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ »
پس آن هفت سال برومند هفت سال خشك سخت آيد [ تنگ بى باران ] ، «
يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ »
[ در آن هفت سال سخت ] آنچه نهاده باشيد « 3 » بيش نفقات را در آن خورده آيد ، «
إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ( 48 ) »
مگر چيزى كه باز گذاريد و بسر آريد تخم را و كشت را . «
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ »
پس از آن [ هفت سال خشك ] سالى آيد ، «
فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ »
كه در آن مردمان را باران دهند ، «
وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ ( 49 ) »
و در آن از تنگى برهند . «
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ »
ملك [ مصر ] گفت به من آريد يوسف را «
فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ »
چون غلام برسولى آمد به او ، «
قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ »
[ يوسف او را ] گفت باز گرد با خداوند خويش شو ، «
فَسْئَلْهُ »
پرس ازو كه ، «
ما بالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ »
تا حال آن زنان كه دستهاى خويش بريدند چيست ، «
إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ ( 50 ) »
كه خداوند من اللَّه تعالى به آن سازها كه ايشان ساختند داناست .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : تعبير كن . ( 2 ) - نسخهء الف : تامن ( 3 ) - نسخهء الف : نهاده‌ايد