غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ »
به تدبير بشرى درهاى خلوت خانه بوى فرو بست ، ربّ العزّه بتقدير ازلى در عصمت بر وى گشاد تا زليخا همى گفت «
هَيْتَ لَكَ »
اى هلمّ فانا لك و انت لى و يوسف همى گفت فانت لزوجك و انا لربّى .
4 - النوبة الاولى
( 12 / 32 - 24 )
قوله تعالى : «
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ »
و آن زن آهنگ او كرد [ و او را بايست ] ، «
وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
و يوسف آهنگ آن زن [ به نهيب دل و بايست هم ] داشت ، اگر نه آن بودى كه برهان و حجّت خداوند خويش بر خويشتن بديدى ، «
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ »
چنان بگردانيم ازو بد نامى و زشت كارى ، «
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ »
( 24 ) كه او از رهيگان « 1 » گزيدگان ما بود .
«
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ »
[ يوسف آهنگ در كرد گريختن را ] و آن زن آهنگ در كرد [ يوسف در يافتن را ] ، «
وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ »
و فرو شكافت پيراهن يوسف را از پس [ چون وى را مىبگرفت ] ، «
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى - الْبابِ »
[ تا ايشان در آن حال بودند ] شوى زن را يافتند بر درگه كه فرا رسيد ، «
قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً »
شوى خود را گفت پاداش آن كس و عقوبت وى چيست كه با اهل تو بد سگالد ؟ «
إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
( 25 ) مگر آن كه وى را در زندان كنند يا عذابى درد نماى .
«
قالَ هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي »
يوسف گفت او تن من خواست و مرا با خود خواند ، «
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها »
و گواهى داد گواهى از كسان آن زن ، «
إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ »
اگر چنان است كه پيراهن يوسف از پيش دريده است ، «
فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ »
( 26 ) آن زن راست گفت و يوسف از دروغ زنان است .
هامش
( 1 ) - رهيگان : بندگان