تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
هذا و ان اصبح فى اطمار * و كان فى فقر من اليسار
آثر عندى من اخى و جارى . دوست پسند بايد نه شهر پسند . فرمان آمد كه : يا محمد !
قَدْ نَعْلَمُ
ما مىدانيم كه دشمنان ترا شاعر و ديوانه ميخوانند . تو شاعر و ديوانه نه‌اى . تو زين عالمى . تو سيّد ولد آدمى . تو رسول كونين و صاحب قاب قوسينى . تو ديوانه نه‌اى . تو اسلام را صفايى . تو شريعت را بقايى . تو رسول خدايى . اين عز ترا بس كه ما آن تو ، تو آن مايى :
من آن توام تو آن من باش ز دل * بستاخى كن چرا نشينى تو خجل .
يا محمّد ! اگر دشمن ترا ناسزا گويد ، ترا چه زيان ! من ميگويم :
وَ سِراجاً مُنِيراً
،
بَشِيراً وَ نَذِيراً
،
لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً
،
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
،
وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً
،
إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً
.
إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ
. ابن عطا گفت : ان اهل السّماع هم الاحياء ، و هم اهل الخطاب و الجواب ، و ان الآخرين هم الاموات ، لقوله تعالى :
وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ
. گفت : اهل سماع زندگان‌اند ، و اهل خطاب و جواب ايشان‌اند ، و باقى مردگان‌اند . و زندگان بحقيقت سه كس‌اند ، هر چه نه اين سه‌اند در شمار مردگان‌اند خائف ، كه زندگى ببيم كند ، هموار ( 1 ) از بطش و مكر حق مىترسد . دوم راجى كه زندگى باميد كند ، پيوسته دل در فضل و لطف خداى تعالى بسته . سوم محب است ، كه زندگى به مهر كند ، ما دام دلش با حق مىگرايد ، و از خلق مىگريزد . و اين سه حالت را علم شرط است . خوف بىعلم خوف خارجيان است . رجاء بىعلم رجاء مرجيان است . محبت بىعلم محبت اباحتيان است ، و جملهء اين كار بنا بر توفيق و خذلان است ، و توفيق و خذلان نتيجهء حكم ازل و نبشتهء لوح . رب العالمين
هامش
1 - هموار يعنى هميشه و دايم ، همواره . ( برهان قاطع ) .