تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
مع المؤمنين بتوحيد اللَّه تعالى . ابن عامر و حمزه و حفص از عاصم
وَ لا نُكَذِّبَ
و نكون هر دو بنصب خوانند ، و باقى برفع خوانند هر دو كلمه را ، و رفع بر معنى استيناف است ، اى و نحن لا نكذب بآيات ربنا و نكون من المؤمنين ، رددنا او لم نردّ . اين همچنانست كه گويند : دعنى و لا اعود ، اى و لا اعود على كل حال تركتنى أ و لم تتركنى . و نصب ، بر معنى صرف است ، اى ليتنا اجتمع لنا الامران ، الرد و ترك التكذيب مع الايمان ، فيجوز ان يكونوا قالوه على الوجهين جميعا ، فاكذبوا على الوجه الاول . معنى آيت آنست كه : چون به عذاب رسيدند و معاينه ديدند آرزو رد كنند با دنيا ، و ضمان كنند كه پس از آن تكذيب آيات و رسل نكنند ، و با مؤمنان بتوحيد يكى باشند ، يعنى كه بمشاهده و عيان آن ديديم كه پس از آن هرگز تكذيب نتوانيم كرد . رب العالمين ايشان را دروغ زن كرد در آن ضمان كه كردند ، و آن تمنى ايشان باطل كرد ، گفت : بل نه چنانست كه ايشان را آرزوست ، كه ايشان را هرگز با دنيا نگذارند .
بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ
- اين را دو وجه گفته‌اند : يكى آنست كه ايشان در دنيا پنهان ميداشتند از عامهء خويش از وعيد رستاخيز و كار بعث و نشور ، تا چون بر بعث منكر باشند بر كفر و معصيت دلير شوند . وجه ديگر آنست كه ايشان كفر و شرك خود پنهان ميداشتند ، و ميگفتند :
وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ
، تا رب العالمين جوارح ايشان بسخن آورد ، و بر ايشان گواهى داد بر كفر . معنى آنست كه برستاخيز فضيحت ايشان آشكارا شد ، و پردهء ايشان بدريد ، اگر ايشان را باز گذارند با دنيا ، هم با كفر و شرك شوند ، كه در ازل قضا بر ايشان همين رفت ، و شقاوت را آفريده‌اند ، اينست كه اللَّه گفت :
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
يعنى : الى ما نهوا عنه من الشرك و التكذيب ،
وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
فى قولهم : و لا نكذب بآيات