تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
يابند ، در عرفان آنجا كه شناسند . نه خبر حقيقت تباه كند ، نه حقيقت خبر باطل كند .
اسْتَوى
ميگوى كه بر عرش است باستوا ،
وَ هُوَ مَعَكُمْ
ميخوان كه با تو است هر جا كه باشى . نه جاى گير است بحاجت ، جاى نمايست برحمت ، عرش خداجويان را ساخته نه خداشناسان را ، خدا شناس اگر بى او يك نفس زند زنار در بندد . اى در دو گيتى فخر زبان من ! و فردا در ديدار عيش جان من ! اى شغل دو جهان من ! واساز با خود شغل‌شان من . نه نثار يافت ترا جان است ، نه شناخت منت ترا زبان است . بينندهء تو در ديدار نهان است ، و جويندهء تو نه به زمين نه به آسمان است .

2 - النوبة الاولى

( 6 / 13 - 6 ) قوله تعالى :
أَ لَمْ يَرَوْا
نمىبينند
كَمْ أَهْلَكْنا
كه چند هلاك كرديم و تباه
مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ
پيش از ايشان از گروه گروه
مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ
كه ايشان را در زمين جاى داديم و توان ،
ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ
آنچه شما را نداديم
وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ
و فرو گشاديم بر ايشان باران
مِدْراراً
هموار بهنگام ،
وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ
و جويها روان كرديم زير ايشان ،
فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ
هلاك كرديم ايشان را بگناهان ايشان
وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ
و در گرفتيم از پس ايشان
قَرْناً آخَرِينَ
( 6 ) گروهى ديگران .
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ
و اگر فرو فرستاديمى : بر تو
كِتاباً فِي قِرْطاسٍ
نامه‌اى در كاغذى
فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ
و ايشان مىپاسيدندى بدستهاى خويش ،
لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
كافران گفتندى :
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
( 7 ) نيست اين مگر جادويى آشكارا .
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ
و گفتند كه چرا فرو نفرستادند برو