شب و روز وى را در آموخت ، و پنجاه صحيفه با وى فرو فرستاد ، و وصى آدم بود ، و پس از وى خليفه و ولى عهد وى ، و نور مصطفى ( ص ) از حوّا با وى انتقال كرده ، و اين خصوصيت از ميان فرزندان يافته ، و در آن قصهايست معروف بجاى خود گفته شود ان شاء اللَّه تعالى .
مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ
- درين « اجل ذلك » مخيرى ، خواهى با « نادمين » بر ، يعنى پشيمان شد از بهر آن ، ورخواهى ابتدا كن .
«
مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا »
- اى من سبب فعل قابيل فرضنا و اوجبنا ، «
عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ »
از بهر آنكه قابيل در خون برادر شد ، و او را بكشت ، ما بر بنى اسرائيل فرض كرديم . و اين حكم بر همه خلق فرض كرد اما بنى اسرائيل را بذكر مخصوص كرد ، كه ايشان اهل توراتند و بيان اين حكم اول در تورات فرو آمد ، و بر ديگران كه واجب شد هم بتورات واجب شد . ميگويد : واجب كرديم بر ايشان كه هر كسى كه تنى بكشد ، «
بِغَيْرِ نَفْسٍ »
يعنى به غير قود « 1 » ، «
أَوْ فَسادٍ »
يعنى به غير فساد «
فِي الْأَرْضِ »
بىقصاص يا بىانبازى كه در خون كشتهاى داشته بود با كشندهاى ، يا پس احصان زنايى كرده بود ، يا از دين برگشته بود ، «
فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً »
هم چنان بود كه همهء مردمان كشته بود ، يعنى باستحقاق عقوبت و دورى از مغفرت ، نه باندازهء عذاب و مقادير عقوبت ، كه اندازه آن اللَّه داند ، چنان كه خود خواهد به قدر گناه عقوبت كند يا عفو كند .
« يَفْعَلُ ما يَشاءُ »
و
« يَحْكُمُ ما يُرِيدُ »
.
وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً
- و هر كه تنى زنده كند يعنى او را از دست كشندهاى رها كند ، يا از غرقى و حرقى و هدمى برهاند ، يا از ضلالتى و كفرى بازآرد ، هم چنان بود كه همهء مردمان زنده كرده بود ، يعنى مزد وى چندان باشد كه
هامش
( 1 ) - قود محركة ، كشنده را باز كشتن ( منتهى الارب ) .