تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
- ضرب در زمين ، جايها است در قرآن ، و آن رفتن مسافر است . ميگويد ، هنگامى كه در سفر بيد « 1 » جايى در زمينى ،
فَتَبَيَّنُوا
نيك بر رسيد ، و نگاه كنيد . حمزه و كسايى و خلف فتثبّتوا خوانند ، بالثّاء و الباء و التاء ، من الثّبات ، و التّثبّت التّأنّى ، و هو ضدّ العجلة . تقول العرب : تثبّت فى امرك اى لا تعجل ، و المعنى : ارفقوا و لا تعجلوا . ميگويد : بر جاى خويش باشيد و مشتابيد ، و تأنّى فرو مگذاريد . باقى قرّا
فَتَبَيَّنُوا
خوانند بالباء و الياء و النّون ، و هو قريب من الأوّل ، و قد جاء : « انّ التّبيّن من اللَّه ، و العجلة من الشّيطان » فمقابلة التّبيّن بالعجلة تدلّ على تقاربهما . اگر كسى گويد : اين تبيّن و تثبّت كه در آيت است هم در سفر واجب است و هم در حضر ، و فرق نيست ، پس چه معنى را به سفر مخصوص كرد ؟ جواب آنست كه اين حادثه در سفر افتاد ، ازين جهت در حضر مخصوص كرد ، و سفر بر حضر تنبيه مىكند ، هم چنان كه ربّ العزّة رهن در سفر مخصوص كرد ، گفت :
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ
، و آن گه سفر تنبيه داد بر حضر ، تا حكم رهن در سفر و حضر يكسان گشت . اينجا هم چنانست .
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ
- بى الف قرائت مدنى و شامى و حمزه است ، و معنى « سلم » استسلام و انقياد است . چنان كه جايى ديگر گفت :
وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ
، ميگويد : كسى را كه با شما قتال نكند و شما را منقاد شود :
لَسْتَ مُؤْمِناً
كه تو مؤمن نه‌اى . باقى قرا السّلام خوانند بالف ، و هو التّحيّة . مراد آنست كه : مگوييد كسى را كه بتحيّت مسلمانان شما را تحيّت كرد ، يعنى بر شما سلام كرد ، و شما را گفت كه من مسلمانم :
لَسْتَ مُؤْمِناً
كه تو مؤمن نه‌اى ، و آمن كرده نه اى ، آنچه ظاهر كرد از اسلام ازو بپذيريد ، و شمشير از وى برداريد .
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : باشيد . )