اين بردار . تا فردا كه آتش دوزخ تاختن آرد ، از يك سو آب آيد و از يك سو باد ، و آن آتش هزيمت گيرد ، بنده گويد بار خدايا ! اين چيست ؟ گويند او را : اين آب ديدهء تو و آن آه سينهء تو .
الصَّابِرِينَ
اى بقلوبهم ،
الصَّادِقِينَ
بارواحهم ،
الْقانِتِينَ
بنفوسهم ،
الْمُنْفِقِينَ
بميسورهم ،
الْمُسْتَغْفِرِينَ
بالسنتهم . آن جوانمردانى كه گفتارشان آنست ، كردارشان اينست كه بدل شكيبايانند بر فرمان حق ، بروح راست روانند در عهد حق ، بتن فرمان بردارانند در حق حق ، بمال هزينه كنندگانند در راه حق ، به زبان آمرزش خواهانند و جويندگانند از كرم حق .
الصَّابِرِينَ
اى صبروا على البلوى ، و رفضوا الشكوى حتى و صلوا الى المولى ، و لم يقطعهم شيء من الدنيا و العقبى . بهر بلوى صبر كردند ، و شكوى بگذاشتند ، از دنيا و عقبى روى برتافتند تا بمولى رسيدند .
وَ الصَّادِقِينَ
اى صدقوا فى الطلب فقصدوا ، ثم صدقوا حتى شهدوا ، ثم صدقوا حتى وجدوا ، ثم وجدوا حتى قعدوا فى مقعد صدق عند مليك مقتدر . راست گفتند تا در روش آمدند ، پس راست رفتند تا منزل بريدند ، راست انديشيدند تا به مقصد رسيدند ، پس شاهد صدق بگذاشتند و خود را فرا آب دادند تا بساحل امن و مقعد صدق رسيدند ، عند مليك مقتدر .
الْقانِتِينَ
اى بملازمة الباب ، و تجرّع الاكتئاب ، و ترك المحاب ، و رفض الاصحاب ، الى ان تحققوا بالاقتراب ، جامهء فقر بپوشيدند ، و بر در سراى كرم دست نياز برداشتند ، كه تا نگشايى نرويم ، و تا ننوازى برنگرديم ، ساجدا و قائما يحذر الآخرة و يرجو رحمة ربه . گه در سجود و گه در قيام ، گه با بيم و گه با اميد . از حضرت عزّت اين نواخت مىآيد كه ميدان راه دوستى افرادست ، آشامندهء شراب آن از ديدار بر ميعاد است . برسد هر كه صادق است روزى به آنچه مرادست .