ايشان ، هر چند كه هم نامى هست همسانى نيست ، كه هيچ خدا جز ازو نيست تا هم سانى ميان ايشان باشد .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
در پيش داشت تا اين معنى را تنبيه كند .
الْعَزِيزُ
- عزيز در اصل - شديد - است و عزّت شدّت است و غلبه . پارسى عزت - زور - است - عرب گويد عز على اى شقّ علي . عزيز عليه ما عنتّم اى شديد شاق .
و - عزني فى الخطاب - اى غلبنى و شادنى -
يعزّ علىّ فراقى لكم * و ان كان سهلا عليكم يسيرا
و اصل حكيم زيركست ؛ و حكمت به است از علم ، حكمت ناميست علم محكم درواخ « 1 » را كه اختلاف نپذيرد و بران تهمت نبود و در آن گمان نياميزد .
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ .
الاية . . . كسايى خوانده است تنها -
إِنَّ الدِّينَ
- بنصب الف معطوف در آن كه
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ
، و
إِنَّ الدِّينَ
- و كسانى آن از كس نشنيده است و بر كس نخوانده ، جز زان كه قرائت ابن عباس است . معنى آنست كه دين معروف كه آن را ملّت و كيش خوانند . آن نزديك خدا اسلام است ، و اگر تفصيل آن خواهى كه بدانى ، قول و عمل و نيت است ، و اگر روشنتر و گشادهتر خواهى پنج چيز است : - يكى قرآن و حكم آن ، ديگر رسول و سنت وى ، سديگر اجماع علماء اهل سنت ، چهارم آثار پيشينيان ، پنجم قياس سمعى . اين همان دينست كه رب العالمين گفت
وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً .
و بعضى مفسران گفتهاند كه اين جواب مشركان است ، كه هر كسى ازيشان به آنچه داشت از ملت و كيش فخر مىآورد ، و ميگفت لا دين الا ديننا و هو دين اللَّه . پس ربّ العالمين ايشان را دروغ زن كرد به اين آيت و گفت : نه چنان است كه ايشان مىگويند ، انّ الدين عند اللَّه السلام الذى جاء به محمد ص . و دين را چند معنى است : فرمان دارى ، و ولايتدارى ، و پاداش ، و شمار ، و عادت - و اين همه در دين ملت داخلاند .
هامش
( 1 ) - درواخ : در اينجا بمعنى يقين و درست و تحقيق كه نقيض گمان باشد . برهان قاطع ، طهران ، 842