مزد ايشان بنزديك خداوند ايشان
وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
و نه بريشان بيمى
وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ 262
و نه جاويد در آخرت اندوهگن باشند
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ
- سخنى خوش و نيكو
وَ مَغْفِرَةٌ
و آمرزش بافراط درويش در الحاح و جز زان
خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً
به است از صدقهء كه پس آن بود رنج نمودنى
وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ 263
و اللَّه بى نيازست بردبار
النوبة الثانية
- قوله تعالى :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي
الآية . . . - مفسران گفتند - سبب آنك ابراهيم اين سؤال كرد از اللَّه آن بود كه بمردارى بر گذشت بر ساحل بحر طبرية ، ددان بيابان را ديد كه مىآمدند و ميخوردند و همچنين مرغان هوا جوك جوك ، ابراهيم كه آن چنان ديد شگفت بماند گفت - يا رب ميدانم كه اين را همه با هم آرى از شكمهاى ددان و حواصل مرغان ، با من نماى كه چون زنده كنى آن را تا معاينه بينم ، آنچه بخبر ميدانم ، فليس الخبر كالمعاينه ، اللَّه گفت :
أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ
نه ايمان آوردهاى ؟
اين كلمت گواهى است از اللَّه بر ايمان ابراهيم . و در خبر است از مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه گفت
« نحن بالشك اولى من ابراهيم »
ما به گمان سزاتريم از ابراهيم ، اين هم گواهى است از مصطفى ابراهيم را بر يقين او ، و اين اولى كه گفت آن را گفت كه امام ملت ابراهيم است و خلق پس وى تا برستاخيز همه اتباع وى اند ، كه پيشوا به گمان بود پس روان همه به گمان باشند . و اين
أَ وَ لَمْ
همچنانست كه جرير گفت :
أ لستم خير من ركب المطايا * و اندى العالمين بطون راح ؟
معنى آنست كه انتم خير من ركب المطايا .
هامش
قالَ بَلى- ابراهيم گفت ايمان آوردهام و بر يقينم لكن دلم ميخواهد كه به چشم سر در عجائب صنع و بدايع قدرت تو نگرم ، و علم اليقين عين اليقين گردد ، و ايمان استدلالى بايمان حسى بدل شود ، كه وساوس در راه استدلال و خبر آيد در حس و عيان نه ، و دل