فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ
- چون عزير را زنده گشتن خر و تباه ناگشتن طعام و شراب پيدا گشت و معاينه بديد ، كه اللَّه آن را در صد سال نگاه داشت و تباه نگشت و آن مردهء صد ساله را زنده كرد ، چنانك اول بود ، عزير بر وى در افتاد و خداى را عز و جل سجود كرد .
قالَ أَعْلَمُ
الآية . . . - موصول و مجزوم قراءة حمزه و كسايى است و معنى آنست كه جبرئيل در آن حال گفت - بدانك اللَّه بر همه قادر است و توانا ، باقى قراء « اعلم » مقطوع و مرفوع خوانند ، يعنى عزير گفت آن گه كه آن بديد ميدانم كه اللَّه بر همه چيز تواناست و قادر بر كمال ، قيوم بى گشتن در ذات و صفات ، متعال عزّ جلاله و عظم شأنه و جلت احديته و تقدست صمديته .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
- وليّهم و مولاهم و واليهم و متوليهم از روى معنى همه يكساناند ، ميگويد - اللَّه خداوند مؤمنان است ، كار ساز و يارى دهندهء ايشانست ، و راهنماى و دلگشاى دوست ايشانست . در بعضى اخبار مىآيد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه گفت - كسى كه كعبهء مشرف معظم خراب كند و سنگ از سنگ جدا كند و آتش در آن زند در معصيت چنان نباشد كه بدوستى از دوستان اللَّه استخفاف كند ، اعرابيى حاضر بود ، گفت يا رسول اللَّه اين دوستان اللَّه كهاند ؟ گفت مؤمنان همه دوستان خدااند و اولياء وى ، نخواندهاى اين آيت كه
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
نظيرش آنست كه گفت جل جلاله
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ
ميگويد - اللَّه يار و دوست مؤمنانست و كافران را نه . و نه خود درين جهان دوست و كار ساز مؤمنانست كه در آن جهان همچنانست ، چنانك گفت
« نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ »
و در حكايت از قول يوسف گفت
أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
بسا فرقا كه ميان هر دو آيت است از
نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ
تا
أَنْتَ وَلِيِّي
بس دورست ، و انكس كه بدين بصر ندارد معذور است ،
نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ
از عين جمع رود و
أَنْتَ وَلِيِّي
اشارتست بتفرقت ، نه از آنك ولى را بر نبى فضل است كه نهايت كار ولى هميشه بدايت كار نبى است ، لكن با ضعيفان رفق بيشتر كنند و عاجزان را بيش نوازند ، كه جسارت دعوى آشنايى ندارند ، و از آنك خود را آلوده دانند زبان گفتار ندارند ! هر كه