واجب است بر هر كه مسلمان است ، از شرك باز پرهيزنده
كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
- روايت كنند از على ع كه عقل بر دو ضرب است : مطبوع و مسموع . و كمال بنده در ديندارى وى به آنست كه اين هر دو عقل او را جمع شوند ، اول مطبوعى كه بنده به آن مكلف شود ، و خطاب شرع به آن متوجه گردد ، و آن آنست كه مصطفى گفت صلّى اللَّه عليه و آله و سلم :
« ان اللَّه تعالى لما خلق العقل قال له اقبل فاقبل ، ثم قال له ادبر فادبر ، ثم قال و عزتى و جلالى ما خلقت خلقا اكرم على منك بك آخذ و بك اعطى » .
ديگر عقل مسموعى آنست : - كه مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت
« يا على اذا أ تقرب الناس لى الناس الى خالقهم بالصلاة و الصوم فتقرب اليه بانواع العقل ، تسبقهم بالدرجات و الزلفى عند الناس فى الدنيا و عند اللَّه فى الآخرة »
و حقيقت اين عقل بايمان و تقوى و اخلاص باز گردد . و آن آنست كه در قرآن جايها گفته -
أَ فَلا تَعْقِلُونَ ؟
لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
و هو المشار اليه
بقوله صلى اللَّه عليه و آله و سلم : « قسّم اللَّه العقل على ثلاثة اجزاء - فمن كانت فيه كمل عقله و من لم تكن فيه فلا عقل له : حسن المعرفة باللّه ، و حسن الطاعة للَّه ، و حسن الصبر على امر اللَّه » .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ
الآية . . . - يعنى الم تخبر ، اين رؤيت دل است كه آن را علم گويند ، نه رؤيت چشم كه عيان باشد ، مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم آن قوم را بعيان در نيافت ، اما برؤيت دل بديد و بدانست ، از آنك اللَّه تعالى بوى خبر كرد و آگاهى داد .
أَ لَمْ تَرَ
ميگويد نبينى ايشان را ، ندانستهاى قصهء ايشان كه از سرايهاى خود بيرون رفتند به پرهيز از طاعون ، گفتهاند كه امت حزقيل اند ، مقاتل و كلبى گفتند : - هشت هزار بودند ، سدى گفت سى و اند هزار بودند ، و چهل هزار گفتهاند ، و هفتاد هزار گفتهاند . على الجمله عددى بسيار بودند كه اللَّه ميگويد
وَ هُمْ أُلُوفٌ
. در زمين ايشان طاعون افتاد بيرون رفتند تا از طاعون بگريزند و قصد رود بارى كردند ، چون در آن رودبار همه بهم آمدند فريشتهء بانگ بريشان زد ، بر يك جاى همه بمردند ، آفتاب بريشان تافت بگنديدند .
قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « اذا سمعتم بهذا الوباء ببلد فلا تقدّموا عليه ، و اذا وقع عليه و انتم فيه فلا تخرجوا