پس روان گويند - اى كاشك ما را باز گشتى بودى با جهان پيشين ، تا چنانك ايشان امروز از ما برگشتند و بيزارى كردند ما نيز ازيشان برگشتيم و بيزارى كرديم . و كافران آن گه كه اعمال خود را ضايع بينند همين گويند -
يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
،
رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً
،
رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
رب العزة ايشان را در آنچه گفتند دروغ زن گردانيد - گفت
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
و اين آن گه گويند كه بهشت بايشان نمايند و گويند ايشان را كه اگر شما مؤمنان بوديد اين بهشت شما را مسكن و منزل بودى ! پس بميراث بمؤمنان دهند ! و ايشان دريغ و تحسر ميخورند .
اينست كه رب العالمين گفت :
كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ
و گفتهاند اين اعمال كه در آن حسرت و پشيمانى خورند . شرك ايشانست و پرستش بتان بر اميد آنك تقريب است بخداى عز و جل ، و ذلك فى قوله -
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
. پس چون نوميدى و عذاب بينند ايشان را حسرت باشد . و حقيقت حسرت در لغت عرب - بريدن - است مردى كه در راه منقطع شود او را منحسر - گويند يعنى رفتن برو بريده گشت و بازمانده
وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ
- و ايشان هرگز از آتش بيرون نيايند كه نه در شمار مسلماناناند ، نه آن تابع و نه آن متبوع -
قال النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم - يرسل على اهل النار البكاء فيبكون حتى تنقطع الدموع - ثم يبكون الدم حتّى يرى فى وجوههم كهيئة الا خدود - لو ارسلت فيه السفن لجرت ، و انّ الحميم ليصبّ على رؤسهم فينفذ الجمجمة حتّى يخلص الى جوفه فيسيل ما فى جوفه ، حتّى يمرق من قدميه و هو الصهر ثم يعاد كما كان .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً
- اگر مؤمنان و دوستان خداى را در همه قرآن همين آيت بودى ايشان را شرف و كرامت تمام بودى ، كه رب العالمين ميگويد - ايشان مرا سخت دوستدارند ، تمامتر از آنك كافران معبود خود را دوست دارند ، نه بينى كه كافران هر يك چندى ديگر صنمى بر آرايند ،