اى منظر تو نظاره گاه همگان * پيش تو در او فتاده راه همگان
اى زهرهء شهرها و ماه همگان * حسن تو ببرد آب و جاه همگان
رَبِّ الْعالَمِينَ
- يعنى - يربّى نفوس العابدين بالتأييد و يربّى قلوب الطاهرين بالتشديد « 1 » و يربّى احوال العارفين بالتوحيد - كسى كه تربيت وى از راه توحيد يابد مطعومات عالميان او را چه به كار آيد ؟
كسى كش مار نيشى بر جگر زد * و را ترياق سازد نى طبرزد
عالميان در آرزوى طعاماند و اين جوانمردان طعام در آرزوى ايشان . عتبة بن الغلام شاگرد يزيد هارون بود او را فرمود كه خرما نخورد ، مادر عتبه روزى در نزديك يزيد هارون شد خرما مىخورد گفت پس چرا پسرم را ازين باز زنى كه خود ميخورى ؟ يزيد گفت پسرت در آرزوى خرماست و خرما در آرزوى ما ، ما را مسلم است و او را نه . خلق عالم در آرزوى بهشتاند و بهشت در آرزوى سلمان ، چنانك در خبر است
« انّ الجنّة لتشتاق الى سلمان . »
لا جرم فردا او را بهشت ندهند كه از آتش ور گذرانند ، و در حضرت احديت بمقام معاينتش فرو آرند -
فالفقراء الصّبر جلساء اللَّه عزّ و جل يوم القيامة .
اگرت اين روز آرزوست از خود برون آى چنانك مار از پوست ، جز از درگاه او خود را مپسند كه قرارگاه دل دوستان فناء قدس اوست .
چهرهء عذرات بايد بر در وامق نشين * عشق بو دردات بايد گام سلمان وار زن
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- الرّحمن بما روّح ، و الرّحيم بما لوّح ، فالتّرويح بالمبار و التلويح بالانوار . رحمن است كه راه مزدورى آسان كند ، رحيم است كه شمع دوستى برافروزد . در راه دوستان مزدور هميشه رنجور ، در آرزوى حور و قصور ، و دوست خود در بحر عيان غرقهء نور .
روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد
هامش
( 1 ) الطالبين بالتسديد ، نسخه ج