من غلبه مىپيوسيد ؟ به حق در دين خداى ،
وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ
و او خداوندست ما را و شما را هر دو را دارنده و پروراننده ، آن كس بوى اوليتر است كه او را طاعت دارست و رسولان وى را استوار گير . آن گه گفت -
وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ
ما را كردارهاست و شما را كردارها ، و ما در آن كردار خويش مخلص آمديم ، اللَّه را گردن نهاده و بيگانگى وى اقرار داده ، و شما مشركان و دو گويانايد ، پس چونست كه با ما در دين اللَّه حجت ميگيريد ؟ و ما نه چون شماايم . نظير اين آنست كه گفت تعالى و تقدس -
وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ . . .
وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ
« أَمْ تَقُولُونَ »
الآية . . . . بيا و تا هر دو خواندهاند ، بتاء قراءت شامى و حمزه و كسايى و حفص و رويس از يعقوب ، و خطاب با حاضر است . و بيا قراءت باقى ، و فعل غائب است . و بهر دو قرائت حكايت از جهودانست . ميگفتند - پيغامبران گذشته ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان همه - همه بر دين جهودى بودند . و ترسايان ميگفتند - نه كه بر دين ترسايى بودند رب العالمين رسول خود را گفت عليه السّلام -
قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ
- گوى اين بيگانگان را كه - شما به دانيد از كار ايشان و دين ايشان يا اللَّه ؟ و بگوى كه - اللَّه مرا خبر داد كه ايشان نه جهود بودند نه ترسا ، بل كه مؤمنان بودند بر دين اسلام . پس ايشان را بر آن گفتن ملامت كرد ، كه ايشان دانسته بودند و از كتاب خوانده كه پيغامبران بر دين اسلام بودند ليكن نهان ميداشتند و ظاهر نمىكردند . گفت
وَ مَنْ أَظْلَمُ
كيست ستمكار تر بر خويشتن از آن كس كه گواهى دارد دانسته ؟ و دادن آن پذيرفته ؟ و آن گواهى بنزديك وى باشد از اللَّه كه از كتاب خوانده باشد ؟ و بدانسته كه اين پيغامبران بر دين اسلام بودند و نبوت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم راست است و درست و دين وى حق ، و آن گه آن را پنهان دارد ؟ كيست ازين كس بيداد گرتر و بر خود ظالمتر ؟
وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
- اللَّه غافل نيست از آنچه شما ميكنيد ، آنچه