شرايع و مكارم الاخلاق ميكرد ، پس اميّت در حق وى صفت كمال بود ، و در حق ديگران نشان نقصان .
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ
- مصطفى ع گفت « الويل واد فى جهنّم يهوى فيه الكافر اربعين خريفا قبل ان يبلغ قعره » . قيل معناه - انّ الذين جعل لهم الويل هم المتبوّؤن لذلك الوادى - و قال ابن المسيب - لو سيرت فيه جبال الدّنيا لماعت من شدّة حرها ، و گفتهاند - كه - ويل - آواز دادن كافرانست و زارى كردن ايشان در آن عذاب صعب و عقوبت سخت كه بايشان ميرسد .
محمد بن حسان گفت - آن چهار كلمه است كه دوزخيان بپارسى گويند - « واى از نام واى از ننگ واى از نياز واى از آز ! » واى از نام - يعنى واى بر من كه در دنيا نام طلب كردم ، واى از ننگ كه ميگفتم - نار و لا عار - واى از نياز يعنى درويشى كه سر همه بلاست ، واى از آز يعنى حرص كه قاعدهء همه شهوات است .
مفسران گفتند كه علماء جهودان از مهتران خويش كه اعداء رسول خدا بودند رشوت مىستدند و عامهء خويش را از رسول مىبرگردانيدند ، به آن دروغ كه مىبرساختند و بآنك صفت و نعمت مصطفى ع مىبگردانيدند ، كه در تورية صفت مصطفى ع چنان بود - كه - « حسن الوجه جعد الشعر اكحل العين ربعة » - ايشان بگردانيدند گفتند طويل ازرق سبط الشعر » و عامهء ايشان كه تورية ندانستند چون اين بشنيدند گفتند پيغامبر نيست كه در وى اين صفتها نيست . گفتهاند - كه قومى از قريش به مدينه آمدند و از علماء جهودان صفت پيغامبر آخر الزمان پرسيدند ، جواب همچنين دادند بر خلاف آنك خوانده بودند . رب العالمين گفت
فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ
- ويل ايشان را به آنچه بدست خويش مىنويسند از تغيير و تبديل در صفت وى در انكار نبوت و رسالت وى ،
وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
- ديگر باره ويل مر ايشان را از آنچه مىستانند از رشوت .
گفتهاند - كه « يكسبون » - بلفظ مستقبل اشارت است كه تا بقيامت هر كس كه بر نهاد و سنت ايشان رود به آنچه نبشتند و گفتند گناه آن بايشان باز گردد . و اليه
اشار