وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا
- و چون گرويدگان را بينند
قالُوا آمَنَّا
گويند ما گرويديم و استوار داشتيم ،
وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
و آن گه كه با يكديگر افتند بى شما و خالى افتند از شما ،
قالُوا
يكديگر را گويند
أَ تُحَدِّثُونَهُمْ
ايشان را مى سخن مىگوييد ( از تورية ) و مىآگاه كنيد
بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
از آنچه اللَّه گشاد بر شما
لِيُحَاجُّوكُمْ . بِهِ
تا فردا بر شما حجت آرند به آن
عِنْدَ رَبِّكُمْ
نزديك خداوند شما ،
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
مى در نيابيد ؟
النوبة الثانية
- قوله تعالى :
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها
- هر چند كه اين آيت در نظم قرآن به آخر قصه گفت اما در معنى اول قصه است كه تا آن شخص كشته نشد قصهء گاو نرفت . و معنى تدارؤ - تدافع - است ، چنانك قصهء در ميان قومى افتد اين سخن آن باز ميدهد و آن سخن اين رد مىكند .
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ
- ميگويد شما يكى را بكشتيد . يعنى عاميل و در آن كشته خصومت در گرفتيد و از خلق پنهان ميداشتيد و خداى عز و جل آن سرّ آشكارا كرد و كشنده پيدا ، تا امروز در ميان خلق رسوا شد و فردا به عذاب آخرت گرفتار شود .
قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « زوال الدنيا اهون عند اللَّه من قتل رجل مؤمن ، و من اعان على قتل مؤمن بشطر كلمة جاء يوم القيمة مكتوب بين عينيه - آيس من رحمة اللَّه - و اول ما يقضى بين النّاس يوم القيمة فى الدماء . »
و
سئل النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عن القاتل و الآمر - « فقال قسمت النار سبعين جزءا فللآمر تسعة و ستّون و للقاتل جزء و حسبه » .
وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
- دليل است كه هر كه در سرّ عملى كند خير يا شر طاعت يا معصيت رب العالمين آن عمل آشكارا كند و پنهان فرو نگذارد . از اينجا گفت مصطفى ع : -
« لو ان احدكم يعمل فى صخرة صمّاء ليس لها باب و لا كوة لخرج عمله للنّاس كائنا ما كان . »
و قال عثمان بن عفان - من عمل عملا كساه اللَّه ردائه ان خيرا فخير و ان شرا فشر .