بكشتن گاوى فرمودند هر كدام كه باشد ، و ايشان بطريق تعنّت سؤال بسيار ميكردند و رب العالمين بعقوبت آن تعنت كار بريشان سخت كرد .
گفتند - يا موسى
ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ
- بپرس از خداوند خويش كه صفت آن گاو چيست ؟ يعنى در زاد چونست ؟ ايشان را جواب آمد كه ميانه گاوى است در زاد جوانست و تمام ، نه نوزادى نا و نه پيرى شكسته .
فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ
- آنچه ميفرمايد شما را بكنيد و بيش ازين مپرسيد و مپيچيد . اگر ايشان برين اقتصار كردندى ، و بيش ازين نپرسيدندى كار برايشان آسانتر آمدى ، لكن شدّدوا فشدّد اللَّه عليهم . ديگر باره از رنگ آن گاو پرسيدند جواب آمد كه رنگ آن زردست زردى روشن ، نيكو ، در تندرستى و جوانى ، و نيكو رنگى ، كسى كه در آن نگرد شاد شود و خواهد كه باز بيند . روايت كردند از ابن عباس كه گفت « من ليس نعلا صفراء لم يزل فى سرور ما دام لابسها » و ذلك قوله
صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ - النَّاظِرِينَ
و قال ابن الزبير : اياكم و لبس هذه النعال السود فانها تورث الهم و النسيان .
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا
ديگر باره پرسيدند كه چه گاوى است أ سائمة ام عاملة ؟ چرنده است يا كار كننده ؟ كه اين گاوان بر ما مشتبه شدند
وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ
-
قال النبى « لو لم يستثنوا ما بيّنت لهم الى الابد »
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ
- ايشان را جواب آمد كه آن گاو كار كننده نيست كه زمين شكافد يا آب كشد و نرم نيست كه زود فرا دست آيد .
مُسَلَّمَةٌ
دست و پاى درست دارد و خلقت نيكو و آثار عمل بر وى .
لا شِيَةَ فِيها
- قيل لا عيب فيها ، و قيل لا بياض فيها ، و قيل لا لون فيها يخالف ساير لونها ، در آن هيچ عيب نه و بيرون از رنگ زردى هيچ رنگ نه .
قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ
- ايشان گفتند موسى را اكنون جواب بسزا آوردى