اينست . نكل بند پاى است ، و نكول باز ايستادن است از رفتن در كارى يا سخنى ، و باز نشستن از اقرار ،
إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا
وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا
از آن است .
لِما بَيْنَ يَدَيْها
- ميگويد عبرتى كرديم ايشان را كه فرا پيشاند يعنى اهل شام
وَ ما خَلْفَها
و ايشان كه پسانند يعنى اهل يمن .
لِما بَيْنَ يَدَيْها
اى للامم التي ترى تلك الفرقة الممسوخة - يعنى امتى را كه حاضر بودند و ايشان را مىديدند
وَ ما خَلْفَها
و امتها كه پس ازيشان آيند و قصّهء ايشان بشنوند . و قيل عقوبة لما مضى من ذنوبهم و عبرة لمن بعدهم - ميگويد آن را كرديم تا گناهان ايشان را عقوبت باشد و پسينان را عبرت باشد .
وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
اى للمؤمنين من هذه الامة ، فلا يفعلون مثل فعلهم ، و قيل من ساير الامم .
قوله تعالى .
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
- مفسران گفتند مردى در بنى اسرائيل درويش بود و عمّهزادهء توانگر داشت بميراث عمهزادهء خود شتافت ، بشب رفت و وى را بكشت ، و بسبطى ديگر بود و در خانه ايشان بيوكند ، بامداد آن سبط كشته بيگانه ديدند بر در خويش ، و سبط اين كشته مرد خويش را نيافتند ، جستند و بر در بيگانگان يافتند كشته ، خصومت در گرفتند اينان گفتند كه مرد خويش بر در شما كشته مىيابيم ، و ايشان گفتند كه كشتهء خويش بدر سراى ما آورديد و بر ما آلوديد ، دست بسلاح زدند ، و روى بجنگ آوردند ، آخر گفتند كه وحى پيوسته است و پيغامبر بجاى ، به روى رويم ، بر موسى آمدند و قصه بر وى عرضه كردند .
موسى گفت : -
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
- اللَّه ميفرمايد شما را كه گاوى ماده بكشيد . جواب دادند ايشان
أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً
از جواب اين خصومت در گاو چيست ؟ ما را مىافسوس گيرى از جفا كارى كه بودند و غليظ طبعى . چون حكمت در آن فرمان ندانستند اضافت سخريت با پيغامبر كردند ، تا پيغامبر گفت .