تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا
- تبديل و تغيير متقارب‌اند - اما تغيير جايى استعمال كنند بر غالب احوال كه صفات چيزى بگردد و اصل آن چيز بر جاى بود ، چنان كه آب سرد هم بر جاى گرم شود . و تبديل بيشتر آنجا استعمال كنند كه چيزى از جايى برگيرند و آن را بدل نهند ، و زاهدان را كه ابدال گويند از آنست كه قومى ميروند از دنيا و ديگران بجاى ايشان مىنشينند . و گفته‌اند از آنست كه احوال بهيمى باحوال ملكى بدل ميكنند .
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
- ميگويد آن ستمكاران بر خويشتن آن سخن كه ايشان را فرموديم بدل كردند نه آن گفتند كه فرموديم بجاى حطّه حنطة گفتند - قتيبى گفت - حطّا سمقاثا « 1 » گفتند بر طريق استهزاء ، و اين كلمه بر لغت ايشان - حنطه حمراء - باشد . و روايت است از مصطفى ع در تفسير اين آيت كه - ادخلوا الباب الّذى امروا ان يدخلوا فيه سجّدا على استاههم و قالوا حنطة فى شعيرة . قال اللَّه عز و جل :
فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ
- چون اين كلمه بگردانيدند و نافرمانى كردند عذابى از آسمان بيامد و دريشان افتاد ، و هفتاد هزار ازيشان هلاك شدند . و گفته‌اند كه طاعون بگرفت ايشان را ، يعنى مرگ ساعتى تا در يك ساعت هفتاد هزار بمردند .
رِجْزاً مِنَ السَّماءِ
از بهر آن گفت كه عذاب بر دو قسم است - يكى آنك بر دست آدمى رود يا از جهت مخلوقى بود چون هدم و غرق و ، حرق و امثال آن ، دفع اين عذاب بوجهى از وجوه صورت مىبندد و ممكن مىشود . و قسمى ديگر عذابى بود آسمانى چون طاعون و صاعقه و مرگ مفاجات و امثال آن ، و اين يك قسم آنست كه دفع آن ممكن نشود به قوت آدمى . رب العزة گفت عذاب ايشان از آسمان فرستاديم كه آدمى را بدفع آن هيچ دسترس نيست ، آن گه گفت -
بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
اين عذاب بريشان به آن فرستاديم كه از فرمان ما بيرون شدند .
هامش
( 1 ) فى نسخة ج : خنطة سمقيما .