تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى
- موسى را گفتيد
لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ
شكيبايى نميتوانيم كرد بر يك طعام ،
فَادْعُ لَنا رَبَّكَ
خداوند خود را خوان و از وى خواه
يُخْرِجْ لَنا
تا بيرون آرد ما را
مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ
از آنچه زمين روياند از خود
مِنْ بَقْلِها
از ترهء آن
وَ قِثَّائِها
و خيار آن
وَ فُومِها
و گندم آن
وَ عَدَسِها
و دانچه آن
وَ بَصَلِها
و پياز آن ،
قالَ
گفت
أَ تَسْتَبْدِلُونَ
مى بدل جوييد
الَّذِي هُوَ أَدْنى
آنچه بدتر است
بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ
از آن چيزى كه بهست ،
اهْبِطُوا مِصْراً
از آن تيه و بيابان فروشيد در شهر
فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ
كه شما را دهند آنچه ميخواهيد
وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ
و بريشان زدند خوارى در دلهاى خلق و سستى در چشمها
وَ الْمَسْكَنَةُ
و فرومايگى و فروتنى
وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
و خويشتن بخشم خدا آوردند و بخشم خدا باز گشتند .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ
آن بدان بود كه بآيات و سخنان خداوند خويش كافر مىشدند ،
وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ
و ميكشتند پيغامبران خود را بجور و دليرى نه به حق ،
ذلِكَ بِما عَصَوْا
اين آن بود كه سر كشيدند از پذيرفتن حق
وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
و اندازه مى درگذشتند .

النوبة الثانية

- قوله :
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ
- سدى و جماعت مفسران گفتند پس از آنك رب العالمين آن قوم را بپايان طور زنده گردانيد ، و توبهء ايشان كه گوساله پرستيدند قبول كرد ، ايشان را فرمود كه به زمين مقدسه رويد . و ذلك فى قوله تعالى -
ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ
. و زمين قدس و فلسطين و اريحاست . گويند اريحا ولايتى است كه در آن هزار پاره ديه است ، و در هر دهى هزار پستان ،