بگرفت ايشان را صاعقه ، چنانك اللَّه گفت :
فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ
گفتهاند صاعقة درين آيت بانگ جبرئيل بود كه بريشان زد بفرمان حق زلزله در زمين افتاد و ايشان از آن فزع جان بدادند . گفتهاند اصل صاعقه بانگ صعب است و آواز سخت و باشد كه با آن مرگ بود و باشد كه آتش افتد از آن ، و باشد كه عذاب رسد از آن ، و هر سه وجه در قرآن بيايد
فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
.
فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ
اين هر دو مرگ است .
« أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ »
اين عذاب است
وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ
اين آتش است و صاعقه و صاقعه متقارباند و فرق آنست كه صاعقه از هوا و سوى آسمان درآيد و صاقعه از اجسام زمين بدر آيد .
وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
- ميگويد شما در آن عذاب مىنگرستيد يعنى وقت نزوله قبيل الموت هذا كقوله
وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
- يعنى تنظرون الى اوائل الموت و ما يظهر منه - اين آيت دليل است كه آفريدگار جل جلاله ديدنى است و رد است بر معتزله كه رؤيت را منكرند و وجه دليل آنست كه از موسى نكيرى پيدا نشد بريشان به آن سؤال ، و اگر مستحيل بودى بر موسى انكار آن واجب بودى ، كه بر پيغامبران واجب باشد كه چون منكرى به بينند آن را منكر شوند و از آن نهى كنند . اگر معتزلى گويد - كه صاعقه كه رسيد ايشان را به آن رسيد كه ديار خواستند و اگر حق بودى ايشان را صاعقه نرسيدى ؟ جواب وى آنست كه صاعقه نه به آن رسيد ايشان را كه ديدار خواستند ، و مستحيل بود كه موسى هم خواست و وى را صاعقه نرسيد ، بلكه اقتراح الآيات بعد الآيات كردند ، و هر آن گه كه آيتى از آيات نبوت بر پيغامبر پيدا شود و بنگروند و ديگر آيتى خواهند عذاب واجب شود . و گفتهاند - ايشان را صاعقه به آن رسيد كه رؤيت حق جل جلاله از مقدورات بشر بشمردند به آنچه گفتند
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
و اگر بجاى آن - سل اللَّه ان يرينا - گفتندى ، بودى كه ايشان را صاعقه نرسيدى و اللَّه اعلم . و گفتهاند - درين آيت اثبات