لبيد گفت :
« الى الحول ثمّ اسم السّلام عليكما * و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر »
و در علم توحيد آنست كه بنزديك اهل حق اسم و مسمّى يكى است نام و نامور و اللَّه بناء همه نامهاى خداوند است ، و نام حقيقى مهين است با آنك همه نامهاى وى مهاند و حقيقى ، و پاك ، و ازلى ، و نيكو ، و بزرگ ، قال الخليل بن احمد البصرى « اللَّه هو الاسم الاكبر » اما هر نامى از صفتى شكافته چون عليم از علم و قدير از قدرت و رحيم از رحمت ، يا بر كردى نهاده چون صانع از صنع ، و خالق از خلق ، و قابض از قبض و باسط از بسط .
مگر اين نام حقيقى كه نه بر كرد نهاده و نه از صفت شكافته ، و بناء همه نامها است ، نبينى كه هر جايى گويد اللَّه غفور است و رحيم ، اللَّه سميع است و بصير ، اللَّه لطيف است و خبير ، اللَّه بنا نهد و ديگر نامها بران اوصاف بندد . و در قرآن سه هزار و بيست و هفت جاى خود را نام اللَّه گفت و خويشتن را با آن نام برد و ايشان كه بت را لات نام كردند ايشان را گفت « يلحدون فى اسمائه » در نام من الحاد مىآرند و نام من بكژى مى بيرون دهند ، و مى كژ گردانند ، و مى فرا ناسزا دهند ، خواستند دشمنان وى كه بت را هام « 1 » نام وى كنند ، اللَّه تعالى آن را بريشان شكست و بريشان تباه كرد ، تا چون خواستند ؟ ؟
كه اللَّه نام كنند لات نام كردند . لات بت است و اللَّه خداى آنست ، و آفريدگار آن . يقول جلّ جلاله
هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا
او را هام نام دانى ؟ يعنى كه هيچكس را جز از وى اللَّه نخوانند ، و نه رحمن . و در اشتقاق نام اللَّه علما مختلفاند ، و سخن در آن مشتبه است . و خلقى از مهتران علما و بزرگان دين از آن پرهيزيدهاند و آن را كارهاند . و قومى در آن شروع كرده ، بعضى گفتند اشتقاق آن از إله است يقال الهت اليه اى سكنت اليه ، فكان الخلق يسكنون عند ذكره و يطمئنّون اليه و به قال عزّ و جل
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
ميگويد اللَّه اوست كه آرام خلق بذكر اوست سكون دل دوستان بنام اوست شادى جان مؤمنان به ياد اوست ، ذكر وى آيين زبان ، نام وى راحت جان ، يافت وى سور دل و سرور دوستان . و گفتهاند
هامش
( 1 ) هام نام وى كنند : كذا فى الاصل .