نهى طاقت ندارد بيفكند ايشان نيز طاقت آن نداشتند و قدر آن ندانستند ببهايى اندك بفروختند ، چنانك اللَّه گفت
لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا
.
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
- من اينجا زيادتست كه جاى ديگر گفت
قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ
ميگويد - اكنون كه در گمان افتاديد و دعوى ميكنيد كه ما نميدانيم كه اين كلام آفريدگار است ، شما كه اهل براعت و فصاحت و زيركىايد ، مانند اين قرآن بياريد - و ذلك فى قوله
فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
پس واكم كرد و گفت اگر نتوانيد كتابى آريد ده سوره بياريد
فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ
، ديگر باره واكم كرد و گفت اگر ده سورة نتوانيد يك سورة بياريد
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ
، آن گه گفت اگر يك سورة نتوانيد حديثى مانند اين بياريد
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ
، و اگر خود توانايى نداريد .
وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ
اى استعينوا بكبرائكم و اماثلكم - به يارى گيريد اين سران و مهتران شما كه پناه وا ايشان دادهايد ، و در مجامع و محافل شوند و شما را در تكذيب خدا و رسول معاونت ميدهند دست در ايشان زنيد تا شما را يارى دهند بچنين سورتى آوردن و از بر خويش نهادن ، اگر راست مىگوييد كه اين قرآن محمد از بر خويش نهاد .
معنى ديگر
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ
ميگويد - سورتى چون قرآن بياريد از بر خويش اگر ميتوانيد وانگه كه اين توانايى داريد آن خدايان را كه بمعبودى گرفتهايد مىگوييد كه فردا ما را گواهان و شفيعاناند ايشان را خدايان ميخوانيد و مىپرستيد .
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
- اگر در توان نمودن راست گوئيد توان خويش وانمائيد به اين قول ، معنى دعا عبادتست و به آن قول اول - استعانت - و دعا در قرآن بر وجوه است يكى بمعنى - عبادت - چنانك گفت
وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ
.
قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ
. يكى بمعنى - قول - چنانك بهشتيان را ميگويد
وَ آخِرُ