در گذشته اين موضوع به خوبى تجربه شده است كه كسانى آمدند با شعارهاى دروغ مردم را فريب دادند و از مردم راى گرفتند . مردمى كه خوب و بد را از يكديگر تشخيص نمىدهند ، مردمىكه بين حق و باطل هيچگونه فرقى قايل نيستند . دروغ آنان را باور مىكنند و به آنان راى مىدهند . چند روزى كه از راى دادن گذشت نه مردم آنان را مىبينند و نه آنان مردم را ، تمام چيزها را فراموش مىكنند ؛ هركس به دنبال كار خود مىروند ، نه كسى به تعهد خود پابند مىمانند و نه به قول و قرار خود ، همه به دنبال رشوت گرفتن ، وساطت ، قوم پرستى ، سمت بازى ، پارتى بازى و حزب گرايى مىروند .
پيامدهاى عمل بدون تشخيص
تمام مشكلات مردم عوام ما اين است كه قوه تشخيص حق و باطل ندارند . وقتى قوه حق و باطل در وجود مردم نباشد ، عدهاى از خدا بىخبر آنان را استثمار مىكنند و به دنبال خود مىكشانند . در اين شرايط كسىكه زرنگ و عاقل نباشد ، حتماً به دام يكعده از شياطين ميافتد و كسىكه توان تشخيص بين حق و باطل را نداشته باشد ، هيچگاه استقلال پيدا نمىتواند و هيچگاه روى پاى خود نمىتواند بايستد . چنين شخصى حق زندگانى را هم ندارد . انسانىكه تشخيص ندارد ، مسلماً مثل كسانى است كه مىگويند : هرچه پيش آمد ، خوش آمد . عدهاى از شياطين در بين مردم هستند كه مردم را زرنگانه ، تحت عناوين مختلف گمراه نموده و با خود مىبرند .