تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عجايب ومطالب (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
شايد فداكارترين مادر پرستوى جوجه دار باشد كه براى مثال مشاهدات آقاى عباس پژوهش را از مجله شماره 66 دى ماه 1327 نوردانش با اختصار نقل ميكنيم . « روز سوم فروردين 1321 براى كسب تكليف از مولد و مسكن خود ( كرمانشاه ) به طرف تهران عازم بودم . اتفاقا چند نفر د يگر هم از كارمندان ادارات ديگر براى همين منظوردر معيت من بودند . مقارن غروب آفتاب به قصبه اسد آباد رسيديم . عده زيادى ماشين در كنار جاده ايستاده بود . علت را جويا شديم گفتند گدوك اسدآباد از برف مسدود شده بناچار از ماشين پياده شده در قهوه خانه كثيف بين راه بيتوته كرديم . افكار آشفته و قهوه خانه آلوده باعث شد كه خوابم نبرد و ناچار شب زنده دارى كردم تا هوا روشن شد . زمزمه پرستوهائى كه در سقف قهوه خانه بودند توجه مرا بسوى خود جلب نمود . گوئى اين پرندگان كوچك هم به سهم خود مشغول ذكر و تسبيح هستند . همين كه در قهوه خانه باز شد پرستوها بخارج پرواز كردند و رفع اين مشغوليات هم از من شد ولى چيزى نگذشت كه جوجكان آنها شروع به جيرجير مخصوصى نمودند ، چون دقت كردم آنها را هم به مثل خود پريشان احوال ديدم وحشت آنها به حدى رسيد كه به قصد فرار از جايگاه خود خارج شدند اما بجاى اينكه به زمين بيفتند در فضا معلق ماندند . اين امر باعث تعجب من شد . خوب كه دقت كردم معلوم شد پاى اين جوجه ها با مو بسته شده . به اين معنى كه موقع ساختن آشيانه مقدارى مو براى اين منظور در زير بنا تعبيه شده يك سر موها در زير بنا و يك سر آنها آزاد است و اين موضوع خود براى من تازگى داشت زيرا