3 . عموم مستشرقان به دليل اين كه مسلمان و معتقد به اسلام نيستند در كمتر مساله ى اسلامى مى توانند با نگاه و ديدگاه واقعى مسلمانان با آن مساله آشنا شوند ، زيرا چه بسا يك آموزه در فرهنگ و مكتب هاى خاص مفهومى ويژه دارد كه يك پژوهش گر بيرونى ، از آن غافل بوده و مفهوم ديگرى را برداشت مىكند .
دكتر « ژرى كه » مستشرق آلمانى و رئيس بخش شرق شناسى دانشگاه هاله ى آلمان در ششمين سخنرانى خويش راجع به اسلام شناسى در الجزاير چنين اظهار كرد :
بدون شك بر داشت يك متفكر غير مسلمان از معارف اسلامى با برداشت يك متفكر مسلمان فرق مىكند ، زيرا اولى هيچ راهى براى شناخت آموزه ها و ديدگاه هاى پيامبر اسلام ( ص ) جز « ترجمه » سخنان وى ندارد ، علاوه بر اين كه همان فهم نيز تأثير گرفته از مبانى فكرى بيگانه از مبانى اسلام و روش فهم مخصوص خود اوست . بنا براين تعجبى ندارد اگر يك مستشرق در اسلام شناسى به نتايجى برسد كه متفكر مسلمان به غير آن رسيده است .
« فريد گيوم » مستشرق آمريكايى فارغ التحصيل آكسفورد و استاد دانشگاه « درهام » و دانشگاه آمريكايى بيروت در اين باره مى نويسد :
اشتباهى بزرگ تر از اين نيست كه يك غير مسلمان براساس معلومات ناقص و ضعيف خويش به اظهار نظر در باره اسلام بپردازد ، مخصوصاً كه فرقه هاى گوناگون مسلمانان با عقايد متفاوت در جهان پراكنده اند ، و امكان ندارد كه نظريه صحيحى ارائه كند . بلكه راه چاره آن است كه با مسلمانان آن قدر زندگى كند تا واقعيت ديدگاه هاى آنان را از نزديك درك نمايد .
لذا « محمد كردعلى » نويسنده و دانشمند محقق مسلمان سورى راجع به انتظار ما از مستشرقان مى نويسد :
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٤٣٦