تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
بايع از مشترى بها خواهد * كاتب از قاريان دعا خواهد يادگار اين قدر تمام بود * غرض از يادگار نام بود
. . .
روزى فلك هر آئينه برمن جفا كند * در زير خاك بند ز بندم جدا كند يارب نگهدار تو ايمان هر كسى * كين خط من بخواند و بر من دعا كند
. . .
هركه بعد از من بخواند اين كتاب * او وصى ماست تا روز حساب تا بخواند گاه گاهى بهر من * سوره اخلاص يا ام الكتاب
. . .
يلوح الخط فى القرطاس دهرا * و كاتبه رميم فى التراب
. . .
شد صرف كتاب همه اوقات تو دل * جز نامه سياه نشد از كار تو حاصل
. . .
قاريا بر من مكن قهر و عتاب * گر خطايى رفته باشد در كتاب آن خطاى رفته را تصحيح كن * از كرم و الله اعلم بالصواب
. . .
فردا كه چرخ دامن عمرم رها كند * در زير خاك بند ز بندم جدا كند يارب نگهدار تو ايمان هر كسى * كين خط من بخواند و بر من دعا كند
. . .
خدا او را دهد عالى مراتب * كه خواند فاتحه در حق كاتب
. . .
دستم به زير خاك چو خواهد شود تباه * بارى به يادگار بماند خط سيا
. . .