تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا واهميت دين (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
اى وارث سرير امامت به پاى خيز * بر كشتگان بى كفن خود نماز كن برخيز ، صبح ، شام شد اى مير كاروان * ما را سوار بر شتر بى جهاز كن يا دست ما بگير از اين شهر پر بلا * بار ديگر روانه به سوى حجاز كن
ولى از بدن پاره پاره حسين بن على ( ع ) جواب نيامد . زينب ( س ) رو به طرف مدينه كرد :
پس با زبان پُرگِله آن بضعة الرسول * رودر مدينه كرد كه يا ايها الرسول اين كشته فتاده به هامون حسين توست * اين صيددست و پا زده درخون حسين توست اين ماهى طپيده به درياى خون كه است * زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست
بعد به فاطمه زهرا ( س ) خطاب مىكند . من اين را مى گويم و شما زمزمه كنيد تا صداى شما به امام حسين ( ع ) برسد . پس روى در بقيع و به زهرا خطاب كرد :
مرغ هوا و ماهى دريا كباب كرد * كاى مونس شكسته دلان حال ما ببين ما را غريب و بى كس و بى آشنا ببين
عاشورا واهميت دين (فارسى) — صفحة 75 | الشيخ محمد آصف المحسني