دست يافتن به قدرت ، ديگر معطل نكرد و تصميم داشت تا در يك روز تمام مردم افغانستان را كمونيست تر از كمونيستهاى مسكو بسازد .
يزيد صدا مى زد :
شُمَيسة كرم برجها قعردنّها * ومشرقها الساقى ومغربها فمى
فان حرمت يوما على دين احمد * فخذها على دين المسيح بن مريم
ماقال ربك ويل للذى شربا * بل قال ويل للمصلّينا
يزيد از نظر ادبيات ، شاعر خوبى بوده و شعرهايى كه از او نقل شده ، خوب بوده است . او خطاب به شراب چه مى گويد ؟ مى گويد : اى آفتاب درخت تاك ( انگور ) و اى آفتاب كوچك تاك ! برج تو عمق خُم است ؛ يعنى در خانه يزيد شراب داخل شيشه نبوده بلكه خُم هاى بزرگ از شراب پر بوده است . يزيد خيلى اميرالمؤمنين بد جنسى ( ! ! ) بوده كه خُم ( / كوزه بزرگ ) شراب داشته و مى گويد : شميسة كرم برجها قعر دنّها ، برج يعنى همين دوازده ماه ، كه خورشيد هر ماه در يك برج است . مى گويد : برج تو ، كف خُم است و مشرق شراب ، دست ساقى است و مغرب آن دهن من است كه مى خورم .
يزيد شرابخوارى خود رابطور علنى بيان مىكند . درادامه ميگويد : نترس ! اگر شراب روزى در دين احمد حرام بود ، من شراب را به دين مسيح مى نوشم .
يزيد حاضر نيست به پيامبر اسلام ( ص ) « پيغمبر » بگويد ؛ چون او نه به خدا معتقد است و نه به رسولش . يزيد به دين حضرت عيسى ( ع )